گفتگو با کارگردان دلیران تنگستان | پورتال تفریحی و سرگرمی بروزفان



گفتگو با کارگردان دلیران تنگستان

کارگردان سریال «دلیران تنگستان»:بیش از آنچه که لازم بود به انگلیسی ها حمله کردم!

هومن ظریف
دلیران تنگستان، مجموعه‌ای تلویزیونی است که تاریخ مبارزه رئیس‌علی دلواری تنگستانی در جنوب ایران در مقابل امپراتوری بریتانیا را روایت می کند.
این سریال در ۱۴ قسمت و در طول دو سال از ۱۳۵۲-۱۳۵۰ به کارگردانی «همایون شهنواز» و تهیه‌کنندگی «ملک‌ساسان ویسی» ساخته شد و نخستین بار، در اسفندماه ۱۳۵۳ از تلویزیون ملی ایران به نمایش درآمد و پخش آن، تا بهار ۱۳۵۴ ادامه داشت.
اگر فرزندان ایران،تا سه نسل بعد از این سریال،همچنان با تماشای آن لذت می برند به خاطر روح حماسی و توجه کارگردان آن به اصالت تاریخی آن است.
مجموعه تلویزیونی دلیران تنگستان برداشت آزادی بود از کتاب «دلیران تنگستانی»اثر «محمدحسین رکن‌زاده آدمیت»،که البته جدا از این برداشت آزاد، «همایون شهنواز» (نویسنده و کارگردان اثر) برای ساخت این اثر از ۱۱ کتاب ترجمه شده، ۷ کتاب ترجمه‌نشده و روزنامه‌های حبل‌المتین، عصر جدید و همچنین از ۱۱۰ فقره سند و ۱۸۰۰ قطعه عکس و یادداشت‌های رهبران و بازماندگان جنبش تنگستان به‌عنوان منابع اصلی استفاده کرده است.
این اثر همچنین،نشان دهنده توانایی روایتگر بصری آن،یعنی همایون شهنواز نیز هست ولی کارنامه این کارگردان ارزشمند،در مقایسه با هنرمندان هم سطح وی که پیش از انقلاب با تلویزیون و سینما همکاری می کرده اند و چه بسا دغدغه تاریخی و ملی نداشته اند،معنا داراست.فارغ از تفسیر این معنا،به بهانه روز رئیس علی دلواری درتقویم رسمی کشور،در ابتدای شهریور امسال با او گفتگویی انجام شد،که از نظر می گذرانید.
س – جناب شهنواز،به عوامل این سریال ارزشمند که نگاه می کنیم،با اسامی گرانقدر فرهنگی و هنری مواجه می شویم،همانند علی رهبری و احمد پژمان در مقام آهنگساز و منوچهر آتشی راوی فیلم،ولی جدای از این،دلیل کم کاری شما چیست؟
ج – همین اواخر گروهی درصدد بودند فیلمی سینمایی درباره رئیس علی دلواری بسازند و به من گفتند که همکاری بکن،من خوشحال شدم و اسناد و مدارک و اطلاعاتی را که از گذشته داشتم مهیا کردم و با خود گفتم حال که از بودجه بیت المال می خواهند در تلویزیون فیلمی بسازند،حتما در‌این زمینه همکاری کنم.دوبار بعد از این اطلاع صداوسیما،پیغام دادند که چه شد؟هیچ جوابی نداندو اطلاعی ندارم که چه سرنوشتی گریبانگیر آن شد.به هرحال از 47 سال پیش تاکنون،اگر کسی درباره آن کار کوچکی که برای تاریخ انجام دادم،تشکری می کند،بسیار خوشحال می شوم و صادقانه بگویم بهترین پاداشی است که انتظار دارم.
س –آقای شهنوازی،اینکه محمود جوهری بازیگر سریال به صورت ناگهانی در تصادف جاده ای کشته می شود،واقعا حادثه بود؟
ج – یادم می آید که عید نوروز 1354 نشده بود که آمد و ما داشتیم سریال را مونتاژ می کردیم و مشغول کار بودم و گفت من دارم میرم خرمشهرو آبادان.من هم برایش چهل هزارتومان پاداش گرفتم و او یک پیکان قرمز جوانان گرفت و گویا زیاد رانندگی بلد نبود و شم فروردین در جاده های جنوب با تریلی تصاف کرد.نباید اینگونه فکر کنیم که پشت سر هر چیزی یک توطئه ای بوده است.البته من خودم را سرزنش می کنم که شاید نباید یکدفعه چنین پولی را به او می دادم.
س –برای ساخت چنین سریالی که قیام مردمی خطه جنوب را به تصویر می کشید،آیا اعمال نظارتی از سوی تلویزیون ملی ایران انجام می شد؟
ج – صادقانه بگویم که خیر.آن چنان دخالت و نظارتی نبود.کار من موضوع مشخصی داشت .روایت تاریخ گذشته ای نه چندان نزدیک.در آن شرایطی که جمال عبدالناصر در مصر برای ایران شاخ و شونه می کشید و در عراق مواجه شدیم با اخراج گسترده ایرانیانی که چندین دهه در آنجا زندگی می کردند.منظورم اتفاقات 1347و 1348 است.ساخت آن سریال در آن شرایط اتفاقا خوب جواب داد و پیام مستتر در آن بود که در برابر انفعال برخی از کشورهای عربی که حتی یک بار هم در مواجهه با استعمار انگلیس،یک گلوله هم شلیک نکرده اید،ما چنین مردم مبارزی در جنوب ایران داریم که پابرهنه و دست خالی در بوشهر مقاومت کردند و الان باعث افتخار ماست و باعث سرافکندگی شما که برخی نوکر انگلیس هستید.البته این پیام کاملا در سریال مستتر نبود مثلا در در سکانسی،عکس ملکه انگلیس به طنز دیده می شد، در زمانی که عکس ملکه انگلیس تصویر تمبرکشور کویت بود! ما از زمانی صحبت می کنیم ، سال 1970 میلادی که امارات متحده عربی تاسیس نشده بود.در عمان،«تیمور» حاکم بود که بعد از پنج سال با کودتا کنار رفت و پدرش را به انگلستان تبعید کردند،که من با آن شاه عمان هم چند باری ملاقات داشتم.خلاصه منظورم اسن است که کشور یمن هنوز آزاد نشده بود و دست انگلیسی ها بود و نخست وزیر آن در سال 1971 کشور را تقسیم کرد و شرق کانال سوئز را تخلیه کرد بعد از آن هم شاهد بودیم که یمن و عربستان و عمان و دیگر کشورهای منطقه گرچه ظاهرا از سلطه انگلیس خارج شده بودند و نیروی نظامی انگلیس از منطقه خارج شده ود اما سیاست های آنها زیر نفوذ انگلیس بود.آن اواخر هم شاهد بودید که بحرین هم با یک رفراندوم تقلبی از ایران جدا شد. بحرینی که در دوران روانشاد دکتر مصدق،در انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی،درخواست کرده بودند که در انتخابات شرکت کنند یعنی خود را جزو ایران می دانستند.نهضت ملی شدن نفت چنان آوازه ای در منطقه انداخته بود که مردم استعمارزده فکر می کردند تنها راه نجات آنها نزدیک شدن به دولت مصدق و پارلمان وقت ایران است.خلاصه بحرین جدا شد و شاه هم که فکر می کرد می تواند در نتیجه موافقت این امر،ژاندارم منطقه باشد حتی جزایر سه گانه را نیز تقسیم کرد.
س –با توجه به این تمایل پهلوی دوم،همانگونه که اشاره فرمودید،آیا با ساخت سریال ضد استعماری دلیرلن تنگستان،متناقض با سیاست خارجی وقت نبود؟آیا دچار ممیزی و تنگنا نشدید؟
ج – کاری به من نداشتند و اتفاقا خیلی هم به من کمک شد.خوب و بد را باید گفت.آدم خوب است منصف باشد.آقای قطبی وجعفریان کمک می کردند.داستان اینقدر در آنها اثر کرده بود که ضرورت ساخت چنین اثری در آن زمان را حس کرده بودند.مخصوصا در آن جنگ هاو درگیری ها مرزی ایران و عراق در سالهای ابتدای دهه پنجاه خورشیدی،یادت باشد که دور و بر ما دشمنان قرار گرفته اند.نه ترکیه و نه عراق با اینکه اینهمه کشته دادیم و یک دینار عراقی ها خسارت جنگ نداده اند،اگر موضوع داعش تمام بشود،عراق میلش به آن سمت می کشد ونه به سوی ما! ما باید به نفع منافع ملی خود کاری می کردیم.آقای قطبی شخص وطن پرست ووطن خواهی بود.اتفاقا در سریال بیش از آنچه که لازم بود به انگلیسی ها حمله کردم،انتقاد کردم و در فیلم تکه هایی هم بود که اگر دقت کنید متوجه می شوید.وقتی خالو حسین در تلگراف خانه است عکس پادشاه انگلیس را می بینید.او به رئیس علی دلواری می گوید که؛پادشاه می داند که به نامش چه می کنند؟رئیس علی دلواری می گوید که؛چه بدونه و چه ندونه فرقی نمی کنه مسئول اونه! البته این به نوعی به شاه وقت ایران هم برمی گشت!خالو حسین هم قاب عکس را بر می گرداند و می گوید قاب را برمی گردانیم که تا نداند در اینجا چه می گذرد.شما دقت کنید که در بوشهر به بهانه دین،50-60تا امامزاده درست کردند و مجالس عُمرکشون ترویج می دادند تا بین سنی وشیعه اختلاف و تشنج ایجاد کنند.من در فیلم چنین گنجانده بودم که «مستر چیک» برود و بگوید که من از ازارادتمندان امام حسین هستم.
س – با این وجود چرا بعد از 1357،شما وارد ساخت فیلم ها و سریال های مرسوم بعد از انقلاب نشدید؟
ج - انقلاب که شد من از تلویزیون ...قطع همکاری کردم.توسط قطب زاده این کار انجام شد.خوشبختانه اخراج شدم و یک ادعا نامه ای هم نوشته بودند که اگر چه فلانی،یعنی من،سریال ضداستعماری ساخته است،اما همچنان مورد توجه شاه خائن بوده است!خب! یکی نبود بگوید که شاه خائن زیارت امام رضا هم می رفت.خلاصه فیلم را هم پخش کردند همان سال اول انقلاب،همان سال قطع ارتباط من با تلویزیون،اما اسم من را از فیلم حذف کردند!مثل کاری که با خیلی های دیگر کردند.اینها در تاریخ ثبت می شود.یک سال پیش هم «سروش» سریال را با تیراژ بالا منتشر کرد و دارند می فروشند و نه آن رژیم و این رژیم،دستمزد پژوهش و نگارش آن را نداده است.اینها گفتن دارد چون من برای پول کار نکرده بودم و بحث وجدانی و ملّی بود و برای همین هم به دل نشست.چون از دل برخاسته بود.
س – با این حال،بعد از دوران فترت اول انقلاب،هیچ فیلمی نساختید؟
ج – سریال «روزهای به یاد ماندنی» را اتفاقا شروع کردم که 12 اپیزود آن ساخته شد اما خیلی اذیتم کردم و آن را رها کردم.فیلم سینمایی«شاه خاموش» را ساختم.در هر شرایطی نمی توان فیلم ساخت.از شاه خاموش،17 سکانس سانسور شد.در این فیلم،عاشق شدن شاه به دختر اطریشی را بهانه کردم در جمگ جهانی اول.زمانی که روس و انگلیس ایران را اشغال کرده بودند.این دو کشور دختر اتریشی را متهم می کنند به جاسوسی برای آلمانی ها.می آیند به شاه دیکته می کنند که او را اخراج کنید.اتفاقا فروتن احمدشاه را بازی می کند و نصیریان میرزا حسن خان مستوفی.نگذاشتند سکانس های مفید و موثر را به کار ببریم علنا قبل از ساختن،سناریو را کنترل می کردند و بعد از ساختن هم چنین شد.خدا شاهد است وقتی دلیران تنگستان را می ساختم هیچ کس نگفت چه بکن و چه نکن.مامور نشسته بود برای شاه خاموش و می گفت چه باشد و چه نباشد!
س – سرنوشت سریال «روزهای به یاد ماندنی»چه شد؟
ج – جریان آن اینگونه بود که فیلمبردار بی سوادی را به جای من گذاشتند که کارگردانی بکند!بعد دیدند که کار پیش نمی رود لاریجانی و همکارانش با من تماس گرفتند،آمدم و چندتا قسمت دیگر ساختم،اما به دلم ننشست.خلاصه با کار آقای تورج منصوری،این سریال تیکه پاره شد.زنگ می زدند که این دیالوگ ها،چرا چنین است! خب محاوره بود و از فرهنگ مردم.سینمای امروز که به خدا از فیلمفارسی های دیروز هم بدتر است.آن موقع یک سری جوانمردی ها سرهم بندی شده به مردم تحویل می دادند الان که فیلمی با فروش 19 میلیاردی،250 جمله دارد که یک سوم آن فحش و ناسزاست!
ما با این تمدن و تاریخ،نباید چنین سینمایی داشته باشیم.الان فیلم تاریخی یک قرون فروش نمی کند.این دلیل دارد...
القصه ده ها سناریو دارم اگر بگذارند فیلمش را می سازم اما پولش را ندارم.آدم که خودش نمی تواتند هم بسازد و هم سرمایه گزاری کند.