چقدر عاشق گریه به شانه های توأم | پورتال تفریحی و سرگرمی بروزفان



چقدر عاشق گریه به شانه های توأم

نوشته یا ننوشته ، غزل نمای توأم
بمانی و بروی باز هم برای توأم

کمی کنار بیا با منی که از ته قلب
همیشه رام نگاه پر ادعای توأم

چه در خیال و چه خواب و میان خاطره ها
به هر بهانه به دنبال رد پای توأم

بیا و هق هق من را شبی تماشا کن
که انعکاس غریبانه ی صدای توأم

دلم گرفته و بغضم نمی شود آرام
چقدر عاشق گریه به شانه های توأم

به جز تو با همه دنیا غریبگی کردم
چرا تو منکر آنی که آشنای توأم؟ . . .

بیا و کار دلم را به ناکجا نکشان
که مشتری شده ام باز و در فضای توأم
مرضیه خدیر