چرا هوشنگ گلمکانی مستند هومن ظریف را چشم بسته نقد کرد؟! | پورتال تفریحی و سرگرمی بروزفان



چرا هوشنگ گلمکانی مستند هومن ظریف را چشم بسته نقد کرد؟!

چرا هوشنگ گلمکانی مستند هومن ظریف را چشم بسته نقد کرد؟!
روزهای آخر چاپ آخرین شماره مجله فیلمی که درباره مستند فخیم و هدفمند آوانتاژ و مستند فرخی یزدی مطالبی توسط گلمکانی نوشته شد،از بخش آگهی های این مجله با کارگردان مستند فرخی یزدی تماس گرفته شد.
فردی تقاضای آگهی مستند فرخی یزدی را داشت به این مضمون که جناب گلمکانی درباره مستند فرخی یزدی مطلبی نوشته اند و شما لطفا پوستر فیلمتان را برای آگهی به ما بدهید.
پاسخ کارگردان فرخی یزدی روشن بود:عزیز دل! این مستند بودجه اش از حقوق روزنامه نگاری است.نگاه به حضور سه خواننده و آهنگساز و خوشنویس و حضور مسعود رایگان نکنید! هنوز با عوامل مستند فرخی یزدی،تسویه نکرده ام.اگر تبلیغی هم قرار است در جریده ای داشته باشیم،طرف قرارداد اکران،یعنی هنر و تجربه باید تصميم بگیرد.
حال رجوع کنید به این عبارت گلمکانی از نقدی که عمق باج خواهی در آن آشکار است: "فرخی یزدی مستندی خالی از خلاقیت ساختاری و بصری است"
این منتقد ناکام از آگهی،آگاهانه،حتا بر سه دقیقه نخست فیلم هم،بی اعتنایی کرده است که به قول دیالوگ بی پولی:"به گوشه لاستیک پسر نداشته ام"البته جناب منتقد معزز،نگران نباشند،دو فاعل مایشا در خانه هست!
اینکه فردی نام منتقد به خود بگذارد و چون آگهی نبیند،قلمش بلغزد،از هر جوان تازه کاری اگرچه بعید نیست،اما عدم درک خلاقیتی که به قول اکبر عالمی بیشتر متوجه نوع تدوین فیلم فرخی یزدی است،از سوی صاحب مجله فيلم،بنا بر سابقه نقدهای ایشان،باز هم ،بعید نیست!
یکی از مستند های مهم تاریخ سینمای مستند ايران(شاید جهان)،مستند معروفی از بانو فروغ فرخزاد است،که با دو نریشن ابراهيم گلستان و بانو فروغ همراه است.
نقد تصويري گلمکانی بر این مستندی که عامدانه از دو لحن عامدانه پارادوکسیکال،بهره برده است،موجود است.منتقد درک نکرده است.
اگر دلیل نقد پرت گلمکانی،عدم درک باشد،دلخوش تر از اینم که باور کنم او به خاطر عدم دريافت آگهی،مدادش را تیز کرده است!
واهمه او در تلگرام هراسی در سال قبل که همکلام با برخی تندروهای ایدوئولوگ،خواهان محدود شدن تلگرام شد را اگر کنار بگذاریم،جای بیان خاطره ای تلخ است از جریان ساخت نخستین مستندم درباره سراینده سرود ای ایران در سال 1388.
قطعه ای از مستند کوتاه ستاره خاموش،کار مهران زینت بخش که نشان می داد،زنده یاد حسین سرشار چه تلخ،ای ایران را در ماه های آخر عمر می خواند، در مستند مرز پرگهر،به کار بردم.
از زینت بخش،راش های فیلمش را خواستم،گفت نزد گلمکانی است و به او نمی دهد.تو هم صدایش را درنیاور!
این ادعا چقدر صحت دارد؟!
با مطلب نقد ناميده آقای گلمکانی و بعد از اینهمه سال،شناخت رنگ سبز لجنی سینمای ايران،بیشتر و بیشتر به آن ادعا فکر می کنم!
راستی اگر من خدای ناکرده از اوج پول گرفته بودم و باز هم خدای نکرده،برای تامین هزینه های مستند فرخی یزدی،آویزان دامن آقازاده ژن قشنگ عارف یزدی،می شدم،الان نوشته جناب مجله فیلم،چه عکس های تزیینی از کارگردان داشت و چه تعابیر ژرف روشنگرانه از آن در میامد!
نه داداش! کاستی های مستند فرخی یزدی را از کارگردانش بپرس،که منتقد سینماست و با تاریخ و شرف و سینما،به قیمت آگهی،شوخی نمی کند.