و خدایی که در این نزدیکیست | پورتال تفریحی و سرگرمی بروزفان



و خدایی که در این نزدیکیست

میخواهم یک روز بخوابم و در خواب ببینم که در آغوش خداوند نشسته ام. با هم بنشینیم و یک دل سیر صحبت کنیم. بپرسم بپرسم بپرسم تا آرام شوم. در گوشم زمزمه می کند من هستم. تو را من خلق کرده ام. و این مسیر توست و راهی روشن را به من نشان دهد.

بگوید نگاه کن، این مسیر زندگیت است، مسیری که مرا خوشحال می کند. تو هم از آن خوشحال باش.

نگاه کن در این مسیر باید درد بکشی، می بینی؟ وقتی درد می کشی چقدر به من نزدیک تر می شوی؟ چقدر بزرگ می شوی؟ در این مسیر سختی هست، رنج هست، گریه هست، عشق هست، امید هست، مرگ هست...

راستی نگاه کن.. از این جا به بعد مرگ آمده است ولی تازه اول راه است. تو را خلق نکردم تا نابود شوی تو را خلق کردم تا به من برسی. بزرگ شوی، انسان شوی.

شک نکن کمکت می کنم، به من ایمان بیاور، به من توکل کن و پیش برو.