مي نويسم چنان زيبايي | پورتال تفریحی و سرگرمی بروزفان



می نویسم چنان زیبایی

مي نويسم چنان زيبايي

كه صخره ها سر راهت آب مي شوند

تا با تو راهي دريا شوند

كرجي ها به صخره پناه مي برند

تا پيشت بمانند و به بستر دريا نيفتند

مي نويسم چنان زيبايي

كه تمامي آب ها دهانه ي دريا جمع مي شوند

تا ورود تو را ببينند

اي رود !

انگشتت را به من ده

به ساحل شعرهاي من قدم نه

نمي توانم از تو چنان بگويم

كه دفتر اشعارم تر شود

انگشتت را به من ده

بر پله هاي دفتر من قدم نه

مي خواهم گل هايي در شعرم برويد

كه كرك ملتهبش را

زير سرانگشتانم حس كنم

((شمس لنگرودي))