تا سحر چشم تو در خواب ولي

به تما شاي تو من بيدارم

به سفر بايد رفت

من ولي منتظر حادثه ي ديدارم

همسفر پشت سر من اشك مريز

من براي شب تنهائي تو

گل شب بو

گل سرخ

قاصدك مي چينم

تا بيائي به كنارم هر روز

من برايت گلي از باغ خدا خواهم چيد

چيست دلتنگي تو؟

روز ديدار كه از راه رسد!

بين صدها گل شب بو .گل سرخ!

من تو را خواهم يافت

من تو را خواهم ديد