قند لبانت | پورتال تفریحی و سرگرمی بروزفان



قند لبانت

صبحانه مرا چای دعوت بکن اما با قند لبانت
بگذار بنوشم جای عسل و شیر از شهد زبانت
با گویش ترکی هی شعر بخوان تو
به به که نبات است ریزد ز دهانت
یک بوسه بچینم از روی لب تو
طعمش بنشیند بر روح و روانت
قربان بکنم جان بر زلف بلندت
جانم به فدای قلب نگرانت
تا عمر که دارم در خاطر من هست
آن کار قشنگت آن لقمه ی نانت
عاشق شده ای گفت گفتم ز چه معلوم ؟؟
گفتا ز نگاهت از طرز بیانت

شهرام نصیری