عطر شب بوها به تن داری | پورتال تفریحی و سرگرمی بروزفان



عطر شب بوها به تن داری

 

زمستان در زمستان کی هراس یخ زدن داری

تو که رنگین بهاری در حصار پیرهن داری

پُری از عطرهای ناشناس جنگلی وحشی
فراغ ای یاس من از رنگ و بوی یاسمن داری

شبیه هالۀ رنگین کمانی از گل و لبخند
به گرد دامنت پروانه ها در پرزدن داری

شبم سرشار عطر و روشنی شد در هوای تو
مگر پیراهنی از عطر شب بوها به تن داری

رهایم کن غبار دامن دشت جنون باشم
چه کاری تو به این دیوانه بازیهای من داری

سراپای تو موزون است و در دیوان چشمانت
چه مضمونهای ناب از حافظ شیرین سخن داری

به رغم عشق قسمت نیست، یا شاید که نسبت نیست
تو را با خوی دلداری، مرا با خویشتنداری

محمد رضا ترکی