ردلبهای تو | پورتال تفریحی و سرگرمی بروزفان



ردلبهای تو

 

یادتو چایی تلخیست که چون قند نشسته

ردلبهای توبرگوشه فنجان شکسته

کاش رودسحراز چشم توجاری شودامشب

نزنم تکیه براین بالش افسرده وخسته

نفس صبح که ازپنجره برروی توریزد

رقص افتدبه غزل خوانی گیسوی نبسته

بازشب خاطروآرامش من رازده برهم

به خیال توکه درخاطرم آرام نشسته

 محسن متین وفا