دگردیسی «جیمی مکگیل» به «سال گودمن» | پورتال تفریحی و سرگرمی بروزفان



دگردیسی «جیمی مکگیل» به «سال گودمن»

دگردیسی «جیمی مکگیل» به «سال گودمن»

ترجمه و تدوین:هومن ظریف

 

در شماره گذشته متوجه شدیم که «ونس گلیگان» کارگردان «بریکینگ بد»،پایان بندی سریال خود را متاثر از سریال پر طرفدار دهه هفتاد میلادی،به نام  «ام ای اس اچ»بود: «اگر بخواهم بهترین پایان استاندارد را از نظر خودم بازگو کنم،در میان گزینه های بی شمار،من به سریال «ام ای اس اچ»  بسیار رجوع می کنم.وقتی قسمت های آخر این سریال پخش می شد،من یادم می آید که در چسترفیلدکانتری،ویرجینیا،جایی که من در آنجا به مدرسه می رفتم همه درباره آن صحبت می کردند.همه به دنبال تعقیب داستان بودند و همچنان که به منزل می رفتند،در انتظار قسمت پایانی سریال بودند.این واقعا یک اتفاق بود.احساسی که در آن فضا بود یک موجی ملموس در سراسر امریکا ایجاد کرده بود و همه مردم امریکا را درگیر خود کرده بود.من یادم هست که چقدر از پایان آن سریال لذت بردم.»

اما نکته جالبی که ونس گلیگان،دراین اظهار نظر بیان نکرده است و می تواند آن نکته هم به صورت ناخودآگاه ذهن او را مشغول کرده باشد این است که سریال «ام ای اس اچ»[1]نیز دو «اسپیناف» داشت که یکی از آنها،چنان موفق بود که توانست بیش از دوازده سال،تماشاگران خود را پای تلویزیون بکشاند.

«پس از مَش»[2]سریال کوتاه مدتی بود که حال و هوای سریال موفق «ام ای اس اچ» یا به عبارت ساده تر «مَش» را به ارث برده بود و روزهای دوشنبه در برنامه با والدین،با چند کاراکتر آشنا از سریال قبل یاد و خاطره شخصیت های داستان که در کمپ بیمارستانی در شرایط وسترن جنگی روزگار می گذراندند را  گرامی می داشت.

اما موفق تر از این اسپیناف،سریال «جان تراپر»[3] بود.داستان این سریال درباره شخصیت تراپر با نقش آفرینی «پرنل رابرتز» است. هنرپیشه  اهل ایالات متحده آمریکا بود که بین سال‌های ۱۹۴۹ تا ۲۰۰۱ میلادی فعالیت می‌کرد.از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می‌توان به بونانزا و هوس زیر درخت نارون اشاره کرد.تراپر،بعد ازگذشت  28 سال از همکاری با بیمارستان جراحی سیار،در جنگ کره،هنوز نتوانسته است خود را شرایط وفق دهد.او همچنان با سیستم درمانی درگیرو درحال چالش است و به عنوان رئیس بخش جراحی بیمارستانی در سانفرانسیکو،رابطه عاطفی شدیدی با بیماران خود دارد.دستیار او دکتر «گونزو» گذشته ای بسیار شبیه تراپر دارد با این تفاوت که گونزو در جنگ ویتنام،ماموریت پزشکی اش را در کشوری شبیه کره انجام داده است.

این سریال،به عنوان اسپیناف«مَش»،پذیرای نقش های مکمل زیادی است.مانند نقش ماری مک کارتی به نام «استراچ» که در واقع پرستاری است که در زمان جنگ کره با تراپر همکاری می کرد،البته مک کارتی در پایان فصل نخست سریال می میرد و جای خود را به «مج سینکلر» می دهد.مج سینکلر بازیگر سفربه آمریکا و شیرشاه نیز بود.

نکته جالب توجه که می تواند به عبارتی فرق مفهوم اسپیناف و اقتباس را نشان دهد این است که پس از موفقیت سریال «پس از مَش»،از نظر قانونی،تهیه کنندگان آن،با شکایتی مبنی بر‌عدم رعایت حق مولف مواجه شدند.این شکایت به دادگاه رفت و این مساله عنوان شد که سریال «پس از مش» باید به خاطر شاخ و برگ دادن زندگی یکی از شخصیت های سریال پیشین به نام دکتر جان تراپر،مبلغی را به تهیه کنندگان سریال «مش» اعطا کند.اما نتیجه دادگاه غیر از این رقم خورد زیرا،دادگاه رای داد که اگرچه این سریال اسپیناف محسوب می شود،اما چون خود یک «اقتباس» از داستان «ریچارد هوکر» با عنوان «مش:رمانی درباره سه پزشک ارتش»[4]شناخته می شود،درنتیجه تهیه کنندگان «مش» هیچگونه حقی برای دریافت حق تالیف نخواهند داشت.نکته مضحک آنجا بود که «بخشِ تولیدات تلویزیونیِ استودیوی فاکس قرن بیستم»چون تهیه کننده هردو سریال بود،این جریان باعث شد که بخش تلویزیونی از بخش تولیدات سینمایی جدا شود.

 

 

اما گفتگوی جالبی با عنوان«کارما[5]ی جهانی بهتره به سال زنگ بزنی» در سایت «اقیانوس اطلس»[6]انجام شده است. در این گفتگو،در این زمان که همگی منتظر ادامه سریال «بهتره به سال زنگ بزنی» هستند،«پیتر گولد»[7] و «ونس گلیگان»، دو همکار آفریننده این سریال، درباره اخلاق،ارزیابی و سیاست صحبت کرده اند.

اینگونه به نظر می آید که در سریال «بهتره به سال زنگ بزنی»،وکیل قضایی به نام جیمی مکگیل،به شرایط نفس گیر جنایی تن در می دهد به موازات همان تغییرو دگردیسی والتر وایت در سریال «بریکینگ بد».اما خارج از انتظاری که هست،سریال «بهتره به سال زنگ بزنی» پیرامون مسائل جزئی تر و به ویژه روی معضلات دو مفهوم صداقت و وفاداری،صداقت و امید و آرزو،صداقت و چهره های دیگر معناپذیر آن در زمان تصمیم گیری های «جیمی»برای انجام کار درست،مانور می دهد.

در پایان فصل سوم،که دهم آوریل 2017،پخش آن تمام شد،ما مواجه شدیم با این واقعیت که جیمی به انجام دستکاری پرونده های برادر قاضی خود،«چاک» اعتراف کرد و بعد،«جیمی» توانست به خاطر دوست دخترش«کیم»،دادگاه و شهادت «چاک» را به گونه ای پیش ببرد که با وجود ضبط اعترافش،از دادگاه تبرئه شود.

بیش از هر چیز،این سریال،درباره اخلاق و روانشاسی است که باید از آفرینندگان این سریال درباره میزان نگاه آکادمیک آنها در خلق و انتخاب کاراکترها برای این سریال پرسید.

پیتر گولد:آنچه واقعا در پی آن بودیم این بود که خاستگاه  رفتار این شخصیت چیست؟آنها به دنبال چه هستند؟سهم هر کدام چقدر است؟به عنوان مثال در فصل نخست،جیمی وقتی که پول کلانی را به صورت غیر قانونی می توانست صاحب شود،دریافت نکرد و البته سال گودمن نیز تن به این کار نداد همانگونه که جیمی چنین کاری را نمی توانست بکند.آن موقع دلیل های اخلاقی زیادی برای چرایی انجام نشدن این کار وجود داشت،اما فارغ از همه این موارد،جیمی فرصتی را پیش روی خود می دید که می توانست به کیم کمک کند.پس این قضیه پیچیده اخلاقی بود.

از همان ابتدای سریال،همواره این پرسش در ذهن ما نقش می بست که این فرد چقدر متفاوت است با «سال گودمن»،چگونه چنین چیزی امکان پذیر است؟

یکی از روش هایی که ما می توانستیم این ایده را نشان بدهیم قضیه آمادگی «توکو» برای کشتن دو جوان اسکیت باز،بود که در اپیزود دوم دیدیم.مشاهده کردیم که «جیمی» از آن دو دفاع کرد وقتی سال،نتوانست،چون «سال»بسیار نگران پوستش بود!(در واقع جیمی مکگیل با استحاله شخصیتش و دگردیسی تبهکارانه،سرانجام از جیمی مکگیل به سال گودمن تبدیل می شود).

در نهایت،در اعماق وجود و شخصیت این فرد،تغییراتی اخلاق و روحی  در حال شکل گیری است تا «سال گودمن» خلق شود.

 

 

 

 

 



[1] M*A*S*H

[2] AfterMASH (1983–85)

[3] Trapper John, M.D. (1979–86)

[4] MASH: A Novel About Three Army Doctors

[5] در هندوئیسم و بودیسم مفهوم کارما به معنی زیستکار یا عملکرد فرد در زندگی است و این عملکردها ذاتاً و به طور خودکار نتایجی در این زندگی و زندگی بعد به دنبال دارند. بدین معنی که «هر چه بکاری همان درو خواهی کرد». در باور هندوان و بوداییان، بر اثر کردارهای فرد (کارما) نیرویی ایجاد می‌شود که چگونگی زندگی آن فرد را در این زندگی و زندگی‌های بعدی‌اش مشخص می‌کند. اصل کارما می‌گوید که نتیجه هرآنچه انجام می‌دهیم به خودمان بازمی‌گردد.

[6] www.theatlantic.com

[7] Peter Gould