دهکده | پورتال تفریحی و سرگرمی بروزفان



دهکده

هرشب

به بالش خیس دقایقم 

سرمی زند

رفیق باوفایی که

اسم شبش غم است 

آه پشت این پنجره ها

دهکده ای هست که نیست

و در دست اهالی آبادی اش

شاخه شاخه گل مریم است 

وقتی نیستی  

همه چیز به هم ریخته



کم ها انگار زیاد و

زیادها انگار کم است ...

#دنیا غلامی

وبلاگ شخصی شاعر:
www. bloodorange94.blogfa.com