دعواکردنت را دوست دارم | پورتال تفریحی و سرگرمی بروزفان



دعواکردنت را دوست دارم

احساس پیداکردنت را دوست دارم
یعنی تمناکردنت را دوست دارم

وقتی سرم را روی قلبت می گذارم
با عشق نجواکردنت را دوست دارم

دیگر چرا تردید دارد چشم هایت؟
من که تماشاکردنت را دوست دارم

در پشت هر حرف تو یک اماست، اما
حتی من اما کردنت را دوست دارم

با این بلاتکلیفی ام خیلی عجیب است
امروز و فرداکردنت را دوست دارم

هرچند دلتنگ توام اما عزیزم
این پا و آن پا کردنت را دوست دارم

پیچانده ای با منطقت من را، ولی من
صغرا و کبرا کردنت را دوست دارم

سردرگمی یا خشمگین؟ دیوانه ی من!
این لحظه دعواکردنت را دوست دارم

می گویی و دیوار حاشا هم بلند است
ای جان! که حاشا کردنت را دوست دارم

در خواب دیدم می روی، گفتی می آیی
بی ربط معنا کردنت را دوست دارم

عاشق بشو شاید بفهمی که چرا من
از جمع، منها کردنت را دوست دارم

یک عمر، بدتامیکنی با من ولی من
یک عمر بدتاکردنت را دوست دارم…

مریم مقدم