تو بارش ستاره ای | پورتال تفریحی و سرگرمی بروزفان



تو بارش ستاره ای

 

دوباره با لبت بزن , ورق به دفتر لبم
که صفحه صفحه , لب به لب, من از غزل لبالبم

به تازه های شعر خود, سری بزن, بخوان مرا
به نبض واژه جان بده, به لحظه لحظه ی تبم

به لمس من تلاش کن که لرزه لرزه ی تنم
شکسته در خودم مرا, شبیه لرزه های بم

دقایق نبودنت پر از هجوم دلهره
من از صدای تیک و تاک ساعتم معذبم

بار کمرشکن شده نبودنت کنار من
و تازیانه می زند به قامت محدبم

اتاق تنگ و تار من, جهانی از خلأ شده
از آن زمان که رفته ای, اسیر این مکعبم

تو بارش ستاره ای, شهاب شب شکن تویی
بپاش نور نقره ای, به آسمان هر شبم

 فریدون چگینی (جوانبخت)