بهترین اسپیناف ها7 | پورتال تفریحی و سرگرمی بروزفان



بهترین اسپیناف ها۷

 

مدیریت ریتم داستان

ترجمه:هومن ظریف

«شگفت آور است که شما در این سریال  دو کاراکتر داشته باشید که هر دو یک هدف مشروع داشته باشند در صورتیکه هیچکدام از مغالطه پهلوان پنبه‌ (مغلطه) استفاده نکنند.«چاک» و «جیمی»،اگر با هم بحث کنند،هر دو یک منطق مشترک دارند.به همین ترتیب،«جیمی» و«کیم» نیز چنین حالتی خواهند داشت. همه آنها،انسان های ناقصی با زاویه دیدی هستند که بنا بر تجاربی که دارند،خود را عقل کل می دانند!»

این نقل قول از «کولد» یکی از نویسندگان سریال «بریکینگ بد» و «بهتره به سال زنگ بزنی» است،که در شماره پیشین درباره آن صحبت شده بود.این گفتگوها در زمان انتظارعلاقه مندان سریال «بهتره به سال زنگ بزنی» انجام شده است.سریالی که موقعیت های دو برادر حقوقدان را در برابر هم با دقت به روایت خط سیر منطقی کنش و واکنش های این دو در قلمرو اخلاق و عدالت،به خوبی روایت می کند.

 اما در ادامه‌ ترجمه گفتگوی جالب و پرنکته ای  با عنوان؛«کارمای جهانی بهتره به سال زنگ بزنی» در سایت «اقیانوس اطلس»، پیتر گولد» و «ونس گلیگان»، دو همکار آفریننده این سریال،چنین صحبت های خود را پیش می گیرند؛

کورنهابر(خبرنگار):با همه آن شخصیتی که  تابحال برای «چاک» در سریال در نظر گرفته شده است،او تقریبا همان قدر فریبکار و دغل است که ما از «جیمی» انتظار داریم.

گیلیکان:البته اون آدم دغل بهتری است،مگر نه؟فکر کنم این ژنتیکی بوده.چاک به مهارتی رسیده است که بعید می دانم که «جیمی» رسیده باشد. «چاک»به عنوان فردی دارای اخلاق ناب و غیرقابل انکار، می تواند خود را نشان بدهد،او رندی های«جیمی» را از «سیسرو»[1] آموخته است.

کورنهابر:در فصل جدید سریال اتفاقات زیادی را شاهد خواهیم بود،اما من نمید انم که آیا مردم بر این باور خواهند بود که ریتم سریال «بهتره به سال زنگ بزنی»آهسته است یا نه.عوامل سریال در باره روند کار چگونه فکر می کنند؟

گلیگان:بدون تردید این سریال نسبت به دیگر سریال های تلویزیونی آهسته تر پیش می رود.دنیای سریال سازی در تلویزیون این روزها بسیار بزرگ است و باید پذیرای هرچیزی باشد.من سریال های زیادی را دیده ام که چنان ریتم تندی دارند که آدم داستان را گم می کند.پس من فکر می کنم که اولا داستان های کوچکتری در این فضا بگنجانم و دوم اینکه نظر شخصی ام این است که چیزی را انجام می دهم که آنچه که گفتید را به عنوان پادزهر خنثی کند.

بر اساس آنچه گفته شد،کاری که ما در سریال «بریکینگ بد» انجام دادیم این بود که؛ ما برخی موضوعات  را سرعت می دهیم، کارها را آهسته می کنیم، ریتم اتفاقات داستان را مدیریت می کنیم تا کار جالب شود.

اگر شما مسافت یک مایل را طی یک دقیقه طی کنید می تواند خسته کننده باشد اما اگر آهسته تر بروید حتما خسته کننده تر‌می شود.زمانی که به ترکیب مناسب و صحیحی از زمان بندی ریتم با استفاده از‌الهامات دراماتیک برسیم،آنگاه به چیزی می رسید که  جذاب است.

با توجه به همه این گفته ها،نخستین اپیزیود این فصل سریال با ریتم کمتری حرکت می کند ولی دومین اپیزود شتاب می گیرد.امیدوارم مردم جذب این سریال شوند.

کورنهابر:در اپیزود نخست فصل سوم،یکی از خط های داستان به صورت صامت پیش می رود و شما در واقع یک پروسه رنج آور تکنیکی را تماشا می کنید.چرا این بخش اینقدر طول می کشد؟

گلیگان:بخشی به خاطر این است که کس دیگری وجود ندارد.این نوع تصمیمات خیلی هزینه زا هستند.فلسفه من این است که تماشاگر را برای دیدن فیلم به نوعی دیگر از آنچه رایج است ترغیب کنم،وبسیاری از سریال های تلویزیونی فاقد چنین سکانس هایی هستند که چند دقیقه ای جزئیات چه بسا بدون هیچ نوع کلامی لحاظ شوند.

وقتی ما سریال «بریکینگ بد» را آغاز کردیم به صورت اجمالی دیدیم که یک سری نماهای کلوزآپ ،با ریتم تند به صحنه های درگیری ختم شده است.بعد ما پیش خود گفتیم که؛بیاییم صحنه را کمی واید تر بگیریم،کمی به ریتم آرامش بدهیم و روی یک شات تاجایی که ممکن است، تعلیق ایجاد کنیم.

وصادقانه بگویم که اگر هرکس این کار را شروع می کرد،من به او می گفتم؛کمی قاب ها را ببند و ریتم را تند تر کن.یا هر دستورالعملی که بتوانیم از این شرایط رهایی پیدا کنیم.

کورنهابر:من خوشحالم که این را می شنوم زیرا این اواخر نقدهای زیادی از طرف بینندگان سریال درباره استعاراتی که به واسطه محور اصلی داستان ایجاد می شود دیده شد.بسیاری از این کنایات در ادامه همان وقایعی بود که در سریال «بریکینگ بد»شاهد بودیم.اینکه چگونه با استفاده ازهمین مواردی که محور بسیاری از فیلم های دیگر در تلویزیون درحال پخش است،ما توانسته ایم که برداشت کنایه آمیز و استعاریک داشته باشیم،یکی از پرسش های اصلی منتقدان بود.من درباره این موارد فکر می کنم مانند آنچه در سریال «پاپ جوان»[2] شاهد بودیم و دیگر کارهای سینمایی از این دست که ساخته شده اند.

(در اینجا پاسخ کورنهابر نیازمند‌ مطالعه یک مقاله مهم برای شناسایی سریال های جذاب و البته سودمند است.اگر موافق باشید که فکر می کنم چاره ای هم ندارید،بعد از پاسخ کورنهابر ،مقاله ای که او به آن اشاره می کند را مطالعه کنیم.شاید که رستگار شویم!)

* مقاله ای با عنوان «13 نشانه برای سریالی معتبر»که در سایت :Vulture توسط «کاترین وان آرندوک» روایت شده است:

آیا می خواهید بدانید که آیا سریالی که مشاهده می کنید،سریال خوبی است؟شاید گهگاه عاشق کیفیت تصاویر یک سریال شده اید و بعد از مدتی آن را به زباله دانی ذهنتان سپرده اید! یا منتظر دیدن اپیزودیک بدبختی ها گوشه و کنار دنیا نیستید؟یک سریال تلویزیونی چگونه می تواند به مخاطبان خود چنین پیامی را انتقال دهد که؛این سریال ارزشمند و مهم است؟

«لوگان هیل» از سیزده عاملی که نقش مهمی در ایجاد اعتبار یک سریال می شوند پرده برداری کرده است.گرچه موارد بسیاری جامانده اند.راه های زیادی وجود دارد که بینندگان یک سریال به صورت همزمان،با داستان فیلم ارتباط برقرار کنند و متوجه اهمیت وقایع آن شوند.و اما برخی از این نشانه های معتبر چنین هستند:

1.سریال،شبیه رمان است.

البته این ایده شاید کمی قدیمی به نظر برسد، اما مطمئن ترین روشی است که به ما می گوید  دربازار انبوهی از سریال های تلویزیونی،گیج نشویم.رمان بودن،در قلمرو تلویزیون نیست بلکه بحثی ادبی است اما یک ده قسمت یک سریال معتبر می تواند اینگونه خود را معرفی کند.بله چنین چیزی امکان دارد و می تواند یک سریال با رمان مقایسه شود. سریال Wire و The Sopranos چه بسا چنین نظری را به اثبات برسانند.

2.شبیه یک فیلم سینمایی است.

بر اساس آنچه گفته شد ، اگرچه ساخت سریال های پر هزینه پیچیدگی های خود را دارد تا به عنوان اثری سینمایی دیده شود و چه بسا این امر باعث شود که  پیچیدگی روایت و ارزش تولید بالا شود،اما این مسائل در قالب سریال باعث چند نکته ای برای چند خصلت بصری در روایت سریالی شده است از قبیل برهنگی (زنان )و فحاشی هایی که ما در برخی رمان ها شاهد هستیم.

جالب ترین مثال این روزها، سریال Game of Thrones است که به تازگی سازندگان سریال،از آن به عنوان «یک فیلم 73 ساعته» توصیف کرده اند.

 در کل، هرچند،نمی توان به  سریال هایی دیگری چون؛ Mr. Robot، Transparentو مینی سریال Big Little Liesبه سختی نسبت  «سینمایی» داد، حتی سریال  Fargo،اما چنین لقبی همواره به سریال های موفق داده می شود.

 

 



[1] Cicero

سیسرو (زاده ۱۰۶-درگذشته ۴۳ پیش از میلاد) خطیب معروف رومی بود

[2] The Young Pope