برترین اسپیناف ها (6) | پورتال تفریحی و سرگرمی بروزفان



برترین اسپیناف ها (۶)

 حتی سارقان هم دعا می کنند

ترجمه و تالیف:هومن ظریف

اما در ادامه  گفتگویی با عنوان«کارمای جهانی بهتره به سال زنگ بزنی» در سایت «اقیانوس اطلس»،در زمانی که همگی منتظر ادامه سریال «بهتره به سال زنگ بزنی» هستند،«پیتر گولد» و «ونس گلیگان»، دو همکار آفریننده این سریال، درباره اخلاق،ارزیابی و سیاست صحبت کرده اند.

ونس گیلیکان:همه ما اختصاصات فردی جهانی را حس می کردیم در «سال گودمن» جمع شده بود.نکته مهمی که در این سریال «بهتره به سال زنگ بزنی» این بود که کنش های افراد وابسته به شرایط بود و این در واقع همان سبک کار ما در سریال «بریکینگ بد» بود.هر چیزی در شرایط واقعیت حال شکل می گرفت و انگار هیچ کنترلی بر شرایط زندگی وجود نداشت،اما ما کنترل کاراکترهای داستان را در دست نویسنده قرار دادیم. برای ما جالب بود که «کارما»یی به عنوان سرنوشت محتوم داشته باشیم که هر فردی با عدالت نهایی روبرو شود،در حالی که واقعا نمی دانیم که چنین چیزی در زندگی واقعی محتمل است یا خیر.

کولد:در زندگی واقعی مردم اغلب قربانیان شرایط هستند.در این سریال و در سریال قبل(بریکینگ بد)،اشتباه برخاسته از شرایط نیست بلکه در خود کاراکتر هاست.اما این واقعیت برای من تا میانه فصل نخست سریال بریکینگ بد،روشن نشده بود.هنگامی که ما مشغول ساخت سریال شدیم،من بر این باور بودم که این روایت شخصیتی است که قربانی است،معلم دبیرستانی که سرطان گرفته است و وارد بازی دامنه داری برای حفاظت از خانواده اش شده است.

اما در واقعیت کنش و واکنش های اپیزودهای بعدی،او بخت این را داشت تا از طریق دوستانش برای تامین مخارج درمان سرطان و حمایت از خانواده اش،پولی دست و پا کند.من در این بخش از داستان بحثی را با دوستانم به یاد می آورم که گفته شد:«ما نمی توانیم چنین کاری بکنیم زیرا با ایجاد امکان تامین مالی،راه خروجی برای حل مشکلات کاراکتر ایجاد می کنیم و خودبخود،کاراکتر داستان را به زودی به پایان می برد.چگونه ممکن است او از این فرصت چشم پوشی کند؟!» و او این پول را دریافت نکرد.اینجا بود که من احساس کردم باید از گذشته این مرد چیزی وارد فیلم کنم.

و در «بهتره به سال زنگ بزنی» پرسش اصلی این است که آیا حق با «چاک» است و «جیمی» نباید شغل وکالت را ادامه دهد،یعنی کاری که جیمی با وکالت انجام می دهد شبیه کاری است یک شامپانزه با مسلسل انجام می دهد؟یا این فقط پیش بینی «چاک» است و او می خواهد با چنین رفتاری برادر خودش «جیمی» را درمان کند؟

گلیگان :شاید خود«چاک»،شایستگی وکالت را ندارد‌ یا شاید «جیمی» وکیلی بزرگ است که «چاک» او را به خاطر انگیزه های منفی اش،هدایت نکرده است.

کورنهابر:ونس(گلیگان ) شما اشاره کردی که بر این باوری که مردم علاقه زیادی دارند تا شاهد اجرای عدالت باشند.آیا فکر نمی کنی که واکنش «سال» در برابر «چاک» منطبق بر همین انتظار فطری انسان است؟

گلیگان :فکر می کنم که «سال» همان قدر احساس عدالت خواهی دارد که «جیمی» ولی نمی دانم که آیا ریشه این احساس آنها از من است یا فرد دیگری.شما می توانید یک سارق زورگیر را تصور کنید که برای دزدی به بانک رفته است و اسلحه اش را به سوی یک پیرزن نشانه گرفته و رئیس بانک را روی زمین انداخته است و نگهبانان را هدف قرار داده و با کیسه پول فرار کرده است و در تمامی این مدت انگشتانش را امیدوارانه «کراست – فینگر»[1] کرده است و با خود می اندیشد که «لطفا اجازه بده از این مخمصه در برم،من مستحقشم».همه اینها به زیبایی در چشمانش دیده می شود.

فارغ از مفهومی که ما از عدالت باور داریم،من احساس می کنم یک عطش جهانی برای انجام عدالت وجود دارد،اما نه در محیط هایی پر از هرج و مرج و سرد و بی روح و بی تفاوت.اما چه کسی می تواند بگوید؟برخی اوقات همانند یه عقوبت و «کارما»،این مساله دیده می شود،حتی زمانی که فکر کنیم که چرخ های فرسوده عدالت آهسته حرکت می کنند.اما روز دیگری فرا خواهد رسید که چنین اتفاقی نخواهد افتاد.مضحک خواهد بود که جهان«بریکینگ بد/بهتره به سال زنگ بزنی»را بی معنی فرض کرده باشیم.

کولد:از این نوع حرفها در اتاق نویسندگان سریال رد و بدل می شد.(برای بریکینگ بد).به یاد می آورم چه گفتگوهای هیجانی با «جرج ماستراس»[2]،یکی از نویسندگان سریال ،درباره این مسائل‌ داشتیم،که مثلا برای کاراکتر «جسی» باید زیاد سخت گیری نمی کردیم چون واقعا دوستش داشتیم.او کارهای بسیار سختی را انجام داده بود و در کنار او؛«والت»ی بود که در همه جنایت ها با او همکاری می کرد.این اتاق نویسندگان آدم را به نگارش چیزی که علاقه داری بیشتر علاقه مند می کند.

شگفت آور است که شما در این سریال  دو کاراکتر داشته باشید که هر دو یک هدف مشروع داشته باشند در صورتیکه هیچکدام از مغالطه پهلوان پنبه[3] استفاده نکنند.«چاک» و «جیمی»،اگر با هم بحث کنند،هر دو یک منطق مشترک دارند.به همین ترتیب،«جیمی» و«کیم» نیز چنین حالتی خواهند داشت. همه آنها،انسان های ناقصی با زاویه دیدی هستند که به تجاربشان مشروعیت می دهد.   

 

 



[1] Cross-fingering

اصطلاحی است پرکاربرد و نمادین در زبان و رفتارمردم کشور امریکا،به ویژه کودکان زمان آرزو کردن این حالت را در دو دست با انگشتان اشاره و میانی انجام می دهند.به غیر از آرزو،این حالت نیایشی عامیانه برای حفاظت خداوند در برابر خطر است.

[2] George Mastras

[3] Strawman

مغالطه پهلوان‌پنبه یا مغالطه حمله به مرد پوشالین از مغالطات مقام نقد است؛ که شخص وقتی با مدعایی مخالف است و آن را نادرست می‌داند، برای نشان دادن نادرستی آن از راه غیرمنطقی مغالطه استفاده می‌کند؛ در مغالطه پهلوان‌پنبه هیچ‌گاه دلیل و برهانی بر ضد مدعای نخستین مطرح نمی‌شود، بلکه ناقد مدعایی را که قدرت نقد آن را ندارد، کنار می‌گذارد؛ یک مدعای سست و ضعیف را که توانایی نقد آن را دارد، به طرف مقابل خود نسبت می‌دهد و به جای رد کردن مدعای اصلی، به رد کردن این مدعای ضعیف می‌پردازد. مغالطه پهوان‌پنبه ترفندی‌است که از این راه شخص می‌تواند میزان تأثیرگذاری و مقبولیت شخص مدعی را کاهش دهد؛ هرچند مدعای نخستین پاسخ داده نمی‌شود. این مغالطه، به نوع خود پرکاربرد است و در نقد مکاتب و نظریه‌های دینی، مذهبی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی به کار می‌رود؛ برخی افراد غیرمتخصص نیز در جریان نقد جامعه مرتکب چنین مغالطه‌ای می‌شوند. علت نامگذاری این مغالطه به پهلوان‌پنبه این است که ناقد به جای مبارزه با پهلوان اصلی، پهلوان‌پنبه‌ای ساخته، آن را بر زمین می‌زند.

مغلطه پهلوان‌پنبه در بسیاری موارد در مناظره‌های علنی بر سر مسائل جنجال برانگیز و احساسی مورد استفاده قرار می‌گیرد

شخص الف: مناسب است که قوانین مربوط به آبجو را آسان تر کنیم؟‎

شخص ب: شما می‌گویید مواد مخدر را آزاد کنیم؟ مگر جوانان این مملکت صاحب ندارند؟ هر جامعه‌ای که دسترسی آزاد به مواد مخدر دارد محکوم به فناست و ارزش‌های انسانی و اخلاقی در آن فرو می‌ریزد.

پیشنهاد اولیه‌ شخص الف این بود که قوانین مربوط به آب جو آسان تر شود، در حالی که شخص ب پیشنهاد او را به اشتباه ارائه کرده و وانمود ‎ می‌کند که او خواهان آزاد کردن مواد مخدر است و به همین هم پاسخ می‌دهد. این یک مغلطه منطقی است چرا که شخص الف هرگز پیشنهاد به آزاد کردن مواد مخدر نداده بود.