برترین اسپیناف ها 3 | پورتال تفریحی و سرگرمی بروزفان



برترین اسپیناف ها ۳

چرا اسلحه سنگین «ام شصت»؟!

ترجمه و تدوین:هومن ظریف

 

گفتیم که عضوتازه وارد دیگری از خانواده «بریکینگ بد»،«آرتور آلبرت» فیلمبردار است.فیلمبرداری «بریکینگ بد» توسط «مایک اسلاویس» انجام شده بود،همان کسی که شانس این را داشت که آخرین اپیزود آن سریال را کارگردانی کند.شاید برای همین است که سریال بریکینگ بد،به رغم همه سریال های زیبا،با پایان بندی اعجاب آوری تمام می شود.بعد از بریکینگ بد،گیلیگان،فیلمبرداری کل فصل نخست «بهتره به سال زنگ بزنی» را به «آلبرت» واگذار کرد.

آلبرت،درباره آزمایش های کوری که با دوربین های مختلف برای فیلمبرداری سریال «بهتره به سال زنگ بزنی» گفت:هر یک از دوربین های دیجیتالی که امتحان کردیم،قدرت و امکانات مختوعی داشتند اما آنچه سرانجام در خروجی کار دیدیم قابلیت متفاوتی داشت.دفتر کار «سال» چیزی کمتر از یک اتاق دو در دو است! اتوموبیل «سال» کوچکتر از آنی است که شما دیده باشید.آلبرت در این زمینه می گوید:«ما دائما در محیط های کوچک قرار می گرفتیم. برای تصویربرداری این فضاها ما از دوربین رد دراگون

 استفاده کردیم که بهترین گزینش بود.همچنین از لنز های «انجینیو»[1] بهره بردیم.لنز های 15-40میلیمتری،28-76 میلیمتری و 45-120 میلیمتری.این لنزها جمع و جور هستند و می توان آنها را روی «استدی کم»[2] قرار داد.

این لنزها خیلی شفاف هستند و پایداری آنها به گونه ای است که می توان در فیلمبرداری های ممتد از آنها به خوبی استفاده کرد.در تلویزیون این برای نخستین بار است که چنین کاری انجام شده است.»

انتخاب لنزها به ظاهر متمایز نمایش می افزاید.دریکی از صحنه های دادگاه به نظر می رسد که آلبرت از دوربین «چشم ماهی» استفاده کرده است.وی در این زمینه توضیح داده است که:«صحنه سوپر واید نیازمند یک لنز 10 میلیمتری بود که نمی توانست دقیقا لنز چشم ماهی باشد اما نزدیک به آن شرایط بود.جایی که در صحنه دادگاه در حال فیلمبرداری بودیم از لنز 15 میلیمتری استفاده کردیم.بیشتر از آنجنیو 15-40 میلیمتری استفاده شد که لنز بسیار وایدی است و می تواند چالش واقعی ایجاد کند مخصوصا پیرامون بازیگر.اما این شرایط منظری را ایجاد می کرد که عمق داشت.شما می توانستید بازیگران را همانند آنچه واقعا در دنیای واقعی می بینید در دادگاه ببینید.»

«بهتره به سال زنگ بزنی» از دو دوربین بهره برده است.فیلمبردار دوربین (آ)،هاری گاروین[3] است و دوربین(ب)،فیلیپ هولاهان[4]

آلبرت می گوید:«هر دو بسیار عالی کار کردند.من آزادی عمل بسیاری به اوپراتورهای خود دادم.دست و پای آنها را نبستم.خودم دوست دارم که با کارگردان بدون واسطه کار کنم.»

یکی از ویژگی های تصویربرداری در سریال«بریکینگ بد»[5]،که گیلیگان مایل بود در «بهتره به سال زنگ بزنی»نیز انجام شود،قرار دادن دوربین های فیلمبرداری در نقاط غیر معمول بود.برای بسیاری از این شات ها،آلبرت از دوربین پاناسونیک لومیکس جی اچ فور[6] بهره برده است.هرجایی که می شد دوربینی تعبیه کرد ما این کار را انجام دادیم.وقتی ما در حال فیلمبرداری یک صحنه رانندگی بودیم،دوربین را روی زمین می گذاشتیم و باب آدنکرک[7] که راننده خوبی است بدون اینکه آن را لمس کند،ماشین را به موازات آن رد می کرد.ما بیشتر به دنبال صحنه های غیرمعمول بودیم.»

با قدردانی از پروژکتورهای معمول نور،آلبرت می گوید که طرفدار پروپاقرص ال ای دی های «سی ینو اپ اس»[8]است:«این ابزار نوری یکی از اکتشافات من است. این ال ای دی ها که در حدود 6 اینچ است و در مجموعه قرار می گیرد ،نور زیادی را به نمایش می گذارد.من به راحتی می توانستم نور آن را از صفر تا صد کنترل کنم.علاوه بر این حرارتی تولید نمی کند و به راحتی در ماشین شارژ می شود.وقتی که کار به اتمام می رسد به سادگی تعویض یک لامپ خانگی می توان آن را جمع کرد.»

صرف نظر از ویژگی های مشابه فیلمبرداری دو سریال «بریکینگ بد» و«بهتره به سال زنگ بزنی»،چیدمان اتفاقات سریال نخست و توجه به زندگی های موازی شخصیت های داستان،با توجه به ساخت اسپیناف«بهتره به سال زنگ بزنی»بسیار مهم است.زیرا پایان این سریال،در واقع همپوشانی با آغاز سریال «بریکینگ بد» خواهد داشت.نکاتی در میان گفتگو «اینترتیمنت هفتگی» با «ونس گلیگان» کارگردان «بریکینگ بد» در این زمینه قابل تامل است.

گلیگان در پاسخ  به این پرسش که؛چه زمانی به پایان سریال «بریکینگ بد» فکر می کرده است،گفت:«این مساله جایی در میان فصل سوم سریال به ذهنم خطور کرد،اما در اواخر فصل چهارم خیلی جدی به آن فکر کردم.ساختار این سریال شبیه سریال های تلویزیونی جمع و جور و محدود بود. بیشتر سریال های تلویزیونی چنین نیستند و به گونه ای داستان را طراحی می کنند که می تواند تا جایی که کشش وجود داشته باشد ادامه دار ساخته شوند.اما این سریال از همان ابتدا ساختار محتومی داشت و پایانی منطقی در پی داشت،بیان یک دگردیسی بود؛مردی که خوب است به مردی بد تبدیل می شود.البته روزهای ابتدایی من درباره پایان بندی سریال فکر نکرده بودم،زیرا شوق و اشتیاق داشتن چنین خوش بختی در تلویزیون ذهنم را درگیر کرده بود،این ذهنیت من تا اواخر فصل سوم به من اجازه توجه به پایان بندی را نمی داد.اما در اواخر فصل بعدی بود که من با نویسندگان نشستیم و گفتیم،برای پایان کار چه باید کرد؟!چند فصل باید این سریال ادامه داشته باشد؟این پرسشی بود که من در فصل چهارم از خودم می پرسیدم.این زمانی بود که مسائل زیادی در فصل چهارم در حال شکل گیری بود و واقعا فرصتی به تمرکز روی پرسش اصلی نبود.همه نویسندگان سریال روی این قضیه توافق نداشتند.در واقع ما هفده نویسنده در یک اتاق داشتیم که هشت پایان محتمل برای این سریال پیشنهاد داده بودند.سرانجام مردم دیر یا زود متوجه پایان سریال می شدند و ما متفقا بر این ایده توافق داشتیم که نشانه ای از نوع  پایان را در فصل چهارم نشان ندهیم.اینکه خود را داخل یک سریالی ببینید که بسیاری از تماشاگران علاقه مند و صاحب ذوق آن را دنبال می کنند،نادر و مایه خوشبختی است و وقتی شما چنین لاتاری مهمی را برنده می شوید،دوست ندارید که در نتیجه گیری شتابی داشته باشید،دوست دارید که کار تا جاییکه ممکن است ادامه پیدا کند.اما آنچه بیش از هر چیزی من را می ترساند این بود که زمان انقضای فیلمبرداری «بریکینگ بد» در حال رسیدن بود و آنچه باید گفت این است که می توانستیم مردمی را فرض کنیم که بگویند؛«هی!این میتونه خوب باشه،اما کوسه ات پریده[9] (یعنی محبوبیت سریال در حال کاهش است)و اوج خودشو خیلی وقته گرفته» و این می توانست  بدترین اتفاق برای من باشد.شاید این حماقت باشد،اما ما در نزدیک به شانزده اپیزود مانده به پایان سریال،یک والتر وایت با ریش بلند داشتیم و عینک های جدیدی که یک اسلحه سنگین «ام شصت» را خریداری کرده است.ما واقعا نمی دانستیم که در حال توصیف جه داستانی هستیم،حتی نمی دانستیم که این چه معنایی خواهد داشت و والت از این اسلحه چه استفاده ای خواهد کرد.خب این یکی از پیامدهای پذیرش پیشنهادهای ناخوشایند است.من نمی توانستم از همکارانم انتظار چیزی داشته باشم وقتی نمی دانستم توی سر آنها چه می گذرد.تهیه آن اسلحه بازتاب نقاط سیاه روح والت بود،خیلی از روزها در اتاق نویسندگانی که خیلی دوستش داشتم،چنین گفته می شد:«ما هرگز به آنجا نخواهیم رسید»،پرسشی به این مضمون مطرح می شد که؛«اسلحه ای به این بزرگی را برای چی لازم داشتی؟»...

 

 

 



[1] Angenieux

[2] Steadicam

[3] Harry Garvin

[4] Philip Holahan

[5] Breaking Bad

[6] Panasonic Lumix DMC-GH4

[7] Bob Odenkirk

[8] The Cineo [TruColor] HS

[9] اصطلاح کوسه ات پریده اشاره ای است به اپیزود نخست فصل پنجم سریال تلویزیونی«روزهای خوش»که از دهه پنجاه تا شصت میلادی محبوب بود.جالب اینجاست که این سریال محبوب،دارای اسپیناف های محبوب دیگری در تاریخچه سریال های تلویزیونی است به نام انیمیشن «فونز و دار و دسته روزهای خوش»،«جانی چاچی رو دوس داره»،«مارک و منیدی» با شرکت رابین ویلیامز و «لاون وشیرلی».